درمانگر در اینستاگرام؛ مرز میان حضور حرفه‌ای و زندگی شخصی کجاست؟

  دکتر لینک | درمانگر در اینستاگرام؛ مرز میان حضور حرفه‌ای و زندگی شخصی کجاست؟

تصور کنید درمانگری، تصویری از سفر خانوادگی‌اش در اینستاگرام منتشر می‌کند و صبح روز بعد، متوجه می‌شود چند نفر از مراجعانش آن را دیده‌اند. این موقعیت برای خیلی از درمانگران و مدیران کلینیک‌ها آشناست. حضور در شبکه‌های اجتماعی، مرز میان زندگی شخصی و هویت حرفه‌ای را به مسئله‌ای جدی در روان‌درمانی تبدیل کرده است.

بر اساس پژوهش Cox و همکاران در سال ۲۰۲۱، حدود دو سوم شرکت‌کنندگان گزارش کرده بودند که درمانگر خود را در اینترنت جست‌وجو کرده‌اند. این یافته نشان می‌دهد که مراجعان احتمالا پیش از شروع درمان یا در طول آن، با اطلاعاتی درباره زندگی و شخصیت درمانگر روبه‌رو می‌شوند که در فضای اتاق درمان مطرح نشده است.

برای مدیران کلینیک، این موضوع به نحوه فعالیت یک پیج اینستاگرامی محدود نمی‌شود. حضور آنلاین هر درمانگر بخشی از تصویری است که مراجع از او و کلینیک می‌سازد. این تصویر بر اعتماد، احساس امنیت و کیفیت رابطه درمانی اثر می‌گذارد.

چرا حضور درمانگر در اینستاگرام به سیاست مشخص نیاز دارد؟

در اتاق درمان، درمانگر با توجه به روند جلسه و نیازهای مراجع تصمیم می‌گیرد چه بخشی از زندگی شخصی‌اش را با او در میان بگذارد. در اینستاگرام اما، همین اطلاعات در فضایی عمومی منتشر می‌شوند و در اختیار افرادی قرار می‌گیرند که هرکدام ممکن است برداشت متفاوتی از آن‌ها داشته باشند.  این تفاوت، مرز میان زندگی شخصی و رابطه‌ی حرفه‌ای را به موضوعی‌ تأمل‌برانگیز تبدیل می‌کند.

پژوهش Kolmes و Taube در سال ۲۰۱۶ نشان داد که مواجهه مراجعان با اطلاعات آنلاین درمانگر در برخی موارد با ارزیابی مثبت‌تر از تخصص او و احساس بهتر نسبت به درمان همراه بوده است. در مقابل، مرور نظام‌مند منتشرشده در مجلهCounselling and Psychotherapy Research   در سال ۲۰۲۴، با بررسی ۱۴ مطالعه، از ابهام در راهنماهای اخلاقی مربوط به فعالیت درمانگران در شبکه‌های اجتماعی خبر می‌دهد.

اینستاگرام به‌خودی‌خود تهدیدی برای رابطه درمانی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نوع اطلاعاتی است که درمانگر به اشتراک می‌گذارد و تأثیری که این اطلاعات بر نگاه مراجع به او و رابطه‌شان می‌گذارد.  حضور حرفه‌ای زمانی به اعتماد مراجع کمک می‌کند که مرز میان معرفی درمانگر و ورود به زندگی شخصی او حفظ شود.

در چنین شرایطی، تصمیم‌گیری درباره انتشار محتوا نباید به سلیقه شخصی هر درمانگر واگذار شود. کلینیک به سیاستی روشن نیاز دارد که حدومرزهای فعالیت آنلاین را مشخص کند و در عین حال، تفاوت رویکردهای درمانی را به رسمیت بشناسد.

خودافشایی درمانگر؛ از آموزش حرفه‌ای تا نمایش زندگی شخصی

در ادبیات روان‌درمانی، خودافشایی شکل‌های متفاوتی دارد: افشای آگاهانه اطلاعات شخصی، افشای ناخواسته، افشای تصادفی، افشای نامناسب و اطلاعاتی که مراجع با جست‌وجوی خود درباره درمانگر پیدا می‌کند.

اینستاگرام همه این شکل‌ها را در یک فضای عمومی کنار هم قرار می‌دهد. دنبال‌کردن طولانی‌مدت صفحه درمانگر نیز ممکن است باعث شود مراجع تصویری شخصی از او بسازد؛ تصویری که در شکل‌گیری رابطه درمانی نقش پیدا می‌کند.

رویکردهای روان‌درمانی درباره میزان خودافشایی توافق کامل ندارند. سنت روان‌تحلیلی کلاسیک بر محدود نگه‌داشتن اطلاعات شخصی درمانگر تأکید داشته است، در حالی که برخی رویکردهای انسان‌گرا، خودافشایی را بخشی از اصالت رابطه می‌دانند. بنابراین، تعیین یک میزان ثابت برای همه درمانگران واقع‌بینانه نیست.

بااین‌حال، هر درمانگر به معیاری برای ارزیابی تصمیم‌های خود نیاز دارد: انتشار این محتوا چه کمکی به مخاطب می‌کند؟ آیا اطلاعاتی را در اختیار مراجع قرار می‌دهد که با هدف حرفه‌ای صفحه ارتباط دارند؟ یا بیشتر به نیاز درمانگر برای دیده‌شدن، دریافت همدلی و جلب توجه پاسخ می‌دهد؟

این ارزیابی، به‌ویژه در موقعیت‌های مبهم، بهتر است در سوپرویژن بالینی نیز مطرح شود.

مرزهای حضور حرفه‌ای؛ چه محتوایی مناسب است؟

برای تصمیم‌گیری روشن‌تر، محتوای صفحه درمانگر را می‌توان در سه دسته قرار داد.

۱. محتوای حرفه‌ای

آموزش عمومی روان‌شناختی، معرفی رویکرد درمانی، بیان سوابق تحصیلی و مجوزهای معتبر، اطلاع‌رسانی درباره کارگاه‌ها و نوبت‌دهی و پاسخ به موضوعات عمومی، در محدوده حضور حرفه‌ای قرار می‌گیرند. این محتوا با نیاز مخاطب ارتباط دارد و به او برای شناخت خدمات و صلاحیت‌های درمانگر کمک می‌کند.

۲. محتوای ممنوع

انتشار اطلاعاتی که هویت مراجع را آشکار می‌کنند، حتی با تغییر نام یا حذف برخی جزئیات، از مهم‌ترین موارد ممنوع است. تجربه‌های درمانی، تصاویر اتاق مشاوره و نشانه‌هایی که امکان شناسایی مراجع را فراهم می‌کنند، نباید به محتوای تبلیغاتی تبدیل شوند.

۳. محتوای نیازمند بررسی

انتشار تصاویر سفر، خانواده، فرزندان، تجربه سوگ یا بیماری و دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی، در دسته موضوعاتی قرار می‌گیرد که به ارزیابی دقیق‌تری نیاز دارند. این محتواها لزوماً در همه شرایط نامناسب نیستند، اما ممکن است تصویر مراجع از درمانگر و انتظارهای او از رابطه درمانی را تغییر دهند.

چهار موقعیت رایج و نحوه برخورد با آن‌ها

  1. وقتی مراجع فعلی پیج شخصی درمانگر را فالو می‌کند: بهتر است درمانگر درخواست را نپذیرد و در جلسه‌ی بعد، با لحنی محترمانه و بدون ایجاد احساس طردشدگی، درباره‌ی سیاست کلینیک و اهمیت حفظ مرزهای حرفه‌ای توضیح دهد.
  2. وقتی مراجع تجربه‌ی شخصی‌اش از درمان را در بخش نظرات می‌نویسد: درمانگر بهتر است از پاسخ‌دادن به جزئیات رابطه‌ی درمانی در فضای عمومی خودداری کند. می‌توان با لحنی محترمانه از او خواست که برای صحبت درباره‌ی موضوع، آن را به جلسه‌ی درمان یا مسیر رسمی ارتباط موکول کند.
  3. وقتی از درمانگر خواسته می‌شود تجربه‌ی موفق یک مراجع را منتشر کند: حتی اگر نام و مشخصات مراجع حذف شده باشد، بهتر است تجربه‌ی او به محتوای تبلیغاتی تبدیل نشود. رابطه‌ی درمانی فضایی برای کار روی تجربه‌های شخصی مراجع است، نه فرصتی برای معرفی و تبلیغ خدمات درمانگر.
  4. وقتی مراجع در ساعات پایانی شب پیام می‌دهد: بهتر است زمان و شیوه‌ی پاسخ‌گویی از ابتدا برای مراجع روشن شده باشد. در چنین موقعیت‌هایی، درمانگر می‌تواند با حفظ احترام و توجه به نیاز مراجع، او را برای پیگیری امور اداری به کانال رسمی ارتباط هدایت کند.

داشتن دستورالعملی روشن برای این موقعیت‌ها به معنای برخورد خشک و از پیش تعیین‌شده با مراجع نیست؛ برعکس، کمک می‌کند درمانگر در موقعیت‌های حساس، با آرامش و اطمینان بیشتری تصمیم بگیرد و در عین توجه به مراجع، از مرزهای رابطه‌ی حرفه‌ای نیز مراقبت کند.

هزینه‌های نادیده‌گرفتن مرزهای حرفه‌ای 

نخستین پیامد، آسیب به اعتماد است. مراجع ممکن است با دیدن محتوای صفحه، احساس کند اطلاعات شخصی درمانگر بیش از حد وارد رابطه شده یا فضای درمان دیگر برای او همان امنیت پیشین را ندارد. این تغییر لزوماً در ارزیابی رسمی رضایت آشکار نمی‌شود و ممکن است به سکوت در جلسه یا قطع درمان بینجامد.

پیامد دوم به اعتبار کلینیک مربوط است. صفحه‌ای که میان آموزش، تبلیغات و نمایش زندگی شخصی نوسان دارد، تصویری منسجم از هویت حرفه‌ای مجموعه ارائه نمی‌دهد.

سومین پیامد، خطر نقض اصول اخلاقی و محرمانگی است. در چنین موقعیت‌هایی، تصمیم‌های مدیر و درمانگر باید بر اساس مقررات معتبر و با کمک مشاور حقوقی یا سوپروایزر بررسی شوند.

در نهایت، فشار برای افزایش بازدید نیز ممکن است درمانگر را به انتشار اطلاعات شخصی بیشتر سوق دهد. وقتی معیار موفقیت به تعداد دنبال‌کنندگان محدود شود، حفظ مرزهای حرفه‌ای دشوارتر خواهد شد.

چک‌لیست مدیران کلینیک برای مدیریت شبکه‌های اجتماعی

برای تبدیل اصول اخلاقی به رویه‌ای اجرایی، مدیران کلینیک می‌توانند اقدامات زیر را در دستور کار قرار دهند:

  • صفحه حرفه‌ای و شخصی درمانگران از یکدیگر جدا باشد.
  • انتشار اطلاعات و تجربه‌های مراجعان و محتوای قابل شناسایی ممنوع باشد.
  • پیش از انتشار هر محتوا، مخاطب، هدف و پیامدهای احتمالی آن بررسی شود.
  • مسیر رسمی ارتباط با کلینیک جایگزین دایرکت شخصی درمانگران شود.
  • اطلاعات تحصیلی، مجوزها و رویکرد درمانی در معرفی حرفه‌ای هر درمانگر دقیق و قابل بررسی باشد.
  • موقعیت‌های مبهم در جلسات سوپرویژن مطرح شوند.

ارزیابی عملکرد صفحه نیز باید از شمار دنبال‌کنندگان فراتر برود. سهم محتوای آموزشی، میزان پایبندی درمانگران به سیاست‌های مصوب، دقت اطلاعات حرفه‌ای و بازخورد مراجعان درباره حفظ حریم خصوصی، معیارهای مناسب‌تری برای سنجش کیفیت حضور آنلاین هستند.

جمع‌بندی

مرز میان زندگی شخصی و حضور حرفه‌ای درمانگر در اینستاگرام، با نوع محتوا به‌تنهایی مشخص نمی‌شود. هدف انتشار، مخاطب و تأثیر محتوا بر رابطه درمانی نیز در این تصمیم نقش دارند.

مدیران کلینیک با تدوین سیاستی روشن، تفکیک صفحه‌های شخصی و حرفه‌ای، تعیین قواعد ارتباط آنلاین و فراهم‌کردن امکان بررسی موارد مبهم در سوپرویژن، از مراجعان و درمانگران محافظت می‌کنند.

حضور مؤثر در شبکه‌های اجتماعی زمانی به اعتبار یک مجموعه درمانی کمک می‌کند که معرفی خدمات و آموزش عمومی، در کنار احترام به محرمانگی، حفظ مرزهای حرفه‌ای و اعتماد مراجعان قرار بگیرد.

تگ های مربوط به مقاله فوق در مورد مدیریت مراکز مشاوره و روانشناسی

اشتراک گذاری:
0

دیدگاه شما:

*
captcha